عطر گل هایت را سر کشیدم
انگار ناب ترین چهره را در آینه دیدم
پیله ات تنیده شد
برو که نوبت تو شد
پشت این دیوار اتاقی ست از غم
شعله هایش از نور
پروانه شدن هم از تو
زندگی گردش چرخ آبی این ماهی هاست
رهگذر تکه ای از اصلش را می دواند در آب
خنک یک قطره شعله را خاموش ساخت
باز بالهایت را بستی
نگاه کن به آینه این هم شکسته است
برو که نوبت تو است ..
زندگی راسربکش
بیدار..
بیدار..